عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )

41

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )

تصنيف كردم ، ولى مبسوطتر از آن و آن را بيان التنزيل نام نهادم » ( نسخهء خطى فارسى ، 35 بادليان ) . بارى اين كتاب بيان التنزيل بسى مختصرتر از تنزيل است . ما اندكى بعد ، در همين مقدّمه چنين مىخوانيم : « چون در كشف الحقائق اشارت رفت كه كى ، كجا و چگونه كتاب التنزيل به پايان آمد ، اين مطلب را در اين كتاب تكرار نكردم » . براى من تا اينجا ممكن نبوده كه اين ارجاع را در متن كشف الحقائق بيابم . اطلاعات حاصله از نسخه‌هاى دست‌نويس خود تنزيل نيز مبهم مىباشد . در نسخه قاهره چنين آمده است : « بدانيد كه اين كتاب به دست عزيز نسفى تصنيف شده و نام آن كتاب التنزيل است و شامل بيست باب ( اصل ) مىباشد . » نسخهء شهيد على پاشا 1363 بيش‌وكم حاوى همين نكته است ، در صورتى كه در نسخهء ولى الدّين 1767 و 1685 به جاى « از عزيز نسفى » « از عزيز به عزيز » مذكور است . بارى ، اين نگاشته به نسخهء منگنه 112 ث و بدون ترديد به » eciffOaidnI « , ? eht ? E 1806 منتقل شده است ( من اين نسخه را نديده‌ام ) . متن آن ، گذشته از مقدّمه در واقع مشابه و عين متن چهار نسخهء خطّى فوق‌الذّكر مىباشد . مقدّمهء آن مبسوطتر است ، بدين شرح : « آنگاه كه كتاب التنزيل را به دوستان دادم ، به من گفتند : ما كتاب التنزيل را به‌طور كامل درك نمىكنيم ، زيرا انشاء آن بيش از حدّ موجز و محتواى آن بسيار غنى است . بدين‌سان اين كتاب تصنيف يافت تا تفسيرى بر كتاب التنزيل باشد . من آن را بيان التنزيل نام نهادم . . . و از آنجا كه كتاب التنزيل به 20 اصل بخش شده است ، اين كتاب را نيز به 20 اصل بخش كردم . » اين نكات لزوما با هم ناسازگارى ندارند . آن تنزيل كه ما در اختيار داريم در واقع ، دست‌كم از جهت نظرى ، « تفسير » مسائل مختلفهء شش ديدگاه مختلف است . زيرا در اصل چهارم به ما مىگويد كه از « سالكان » مراحل 4 و 5 و 6 ديگر ذكرى نخواهد شد ( نسخهء ولى الدين افندى 1767 ، برگهء 106 و بعد . وانگهى اين نكته به تمام معنى صحّت ندارد ) . بيان التنزيل ( نسخهء صورت الف ) ، به سهم خود ، شرح و بسط ده اصل همان نسخهء اصلى است كه ديگر در دسترس ما نيست . در اين مورد ، بسا بايد وجود يك تنزيل بسيار خلاصه را جائز بشماريم كه شايد براى نسفى نوعى يادداشت بوده است ، امّا براى كسى كه قبلا با اين مسائل آشنا نبوده موجب آشنايى با آنها نمىشده است . وى نخستين‌بار در سال 671 هجرى به تفسير آن پرداخت و رشتهء سخن را به شش « سالك » مختلف داد . بعدها ، آنگاه كه به نشر كشف الحقائق